( 397 )
« أَللَّهُمَّ ! لا قابِضَ لِما بَسَطْتَ ، وَ لا باسِطَ لِما قَبَضْتَ . » « 1 »
خداوندا ! هر چه را كه تو گسترده باشى ، كسى نمىتواند بگيرد و هر را كه تو بگيرى ، كسى نمىتواند بگستراند .
توحيد افعالى در فيض و بسط امور ظاهرى و معنوى
تفاوت اين دو جملهى با دو جملهى گذشته اين است كه اين فراز ، خوانندگان را به قبض و بسطهاى ظاهرى و معنوى آنان در عالم طبع توجّه مىدهد تا آنها را به غير حق سبحانه نسبت ندهند و دو جملهى فراز گذشته ، بيانگر اين نكته بود كه انتساب عطا و منع به غير خدا خطا است . در حديث آمده است :
- « ما مِنْ قَبْضٍ وَ لا بَسْطٍ إِلّا وَ لِلَّهِ فِيهِ الْمَنُّ وَ الْإِبْتلاءُ . » « 2 »
هيچ قبض و بسطى نيست ؛ مگر اين كه خداوند در آن بخشش و ابتلايى دارد .
- « ما مِنْ قَبْضٍ وَ لا بَسْطٍ إِلّا وَ لِلَّهِ فِيهِ مَشِيَّةٌ وَ قَضآءٌ وَ ابْتِلاءٌ . » « 3 »
هيچ قبض و بسطى نيست ؛ مگر اين كه خداوند در آن خواست و قضا [ و ارادهى حتمى ] و ابتلايى دارد .
- « لَيْسَ شَىْءٌ فِيهِ قَبْضٌ أَوْ بَسْطٌ مِمّا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَوْ نَهى عَنْهُ إِلّا وَ فِيهِ مِنَ اللَّهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - ابْتِلآءٌ وَ قَضآءٌ . » « 4 »
هر چيز كه خداوند به آن امر و يا از آن نهى فرموده و در آن قبض و بسطى است ، خداوند - عزّوجلّ - در آن ابتلا و قضا [ و ارادهى حتمى ] دارد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 174 .
( 2 ) . توحيد صدوق ، ص 354 ، باب 57 ، حديث 1 .
( 3 ) . توحيد صدوق ، ص 354 ، باب 57 ، حديث 2 .
( 4 ) . توحيد صدوق ، ص 354 ، باب 57 ، حديث 3 .