-
وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
« 1 »
و از راه كسى كه [ با تمام وجود ] به سوى من توبه نموده است ، پيروى نما .
- وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى
« 2 »
و مژده باد آنان را كه از پرستش طاغوت [ و هر معبودى به جز خداوند ] دورى جسته و [ با تمام وجود ، تنها ] به سوى خدا بازگشت نمودند .
- اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ
« 3 »
خداوند هر كس را كه بخواهد [ براى رهنمايى ] به سوى خود برمىگزيند و هر كس را كه [ با تمام وجود به او ] بازگشت نمايد ، به سوى خويش رهنمون مىگردد .
3 . شايستگى در برابر قضاى الهى
از عبارت « صالِحِ خَلْقِكَ فِى . . . الْقَضآءِ » بر مىآيد ، بندهى صالح الهى كسى است كه در برابر قضا الهى ناخرسند و منفعل نگردد ، بلكه نسبت بدان آرامش داشته و در همهى امور تسليم پروردگار باشد . در روايات منقول از اميرمؤمنان - عليه السّلام - آمده است :
- « شَرُّ الْأُمُورِ ، أَلسَّخَطُ لِلْقَضآءِ . » « 4 »
بدترين چيز ناخشنودى و ناخرسندى از قضاى الهى است .
- « كُلُّ شَىْءٍ فِيهِ حِيلَةٌ ، إِلَّا الْقَضآءِ . » « 5 »
هر چيز به جز قضاى الهى ، راه چارهاى دارد .
با توجّه به اين كه « قضا » در اين جا به معناى امور انجام گرفته و پياده شدهاى است كه هر شخص بدان رسيده و يا مىرسد و در تمام لحظات عمر با آن همراه بوده و مىباشد و به هيچ وجه تغييرپذير نيست ؛ تمنّاى غير آن ، مقابله با قضاى الهى است و بندگان صالح هرگز چنين نمىباشند .
هامش
( 1 ) . سورهى لقمان ، آيهى 15 .
( 2 ) . سورهى زمر ، آيهى 17 .
( 3 ) . سورهى شورى ، آيهى 13 .
( 4 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب القضاء ، ص 324 .
( 5 ) . همان .