گفتار نهم
تحليلي بر نظم نوين جهاني « 1 »
نگاهي به وضعيت جهان
پس از اضمحلال كمونيست و فروپاشي اردوگاه شرق ، تحولاتي در دنيا پيش آمد كه بخشي از آن قابل پيشبيني ، و بخشي غيرقابل پيشبيني بود يا حداقل پيشبيني نشده بود ؛ در دهههاي چهل ، پنجاه و شصت ، پس از جنگ دوم جهاني تصور بر اين بود ، يا اين طور تبليغ ميشد كه جهان به سمتي ميرود كه بنيانگذاران سكولاريزم يا جدايي دين از سياست و ساختن حكومتها براساس لامذهبي ، دنيا را خواهند ساخت ، و مذهب را به گوشهاي خواهند راند ، و كمكم مذهب جزء تاريخ خواهد شد . دو تفكر « ليبراليزم » و « كمونيزم » ، يكي از وجوه مشتركشان ماترياليزم و تكيه بر ماده ، و جدايي از ماوراي ماده است . ميگفتند : مذهب يك امر شخصي است و به افراد مربوط ميشود . هر كس مايل است ميتواند اعتقادي داشته باشد . اگر اعتقادي دارد يك امر قلبي است ، و چيزي است بين خود و خداي خودش ، اما جامعه بايد منهاي مذهب اداره بشود . اين اعتقاد هر دو اردوگاه است و از سالهاي پس از 1945 تا 1985 يعني مدت چهل سال - علت اين كه تقريبش را ميلادي عرض ميكنم براي اين است كه آن جاهايي كه اين تقريب مطرح است
هامش
1 - اين سخنرانى در تاريخ 11 / 4 / 71 در دانشگاه علوم اسلامى رضوى ايراد شده است .