تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد با نفس (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
اگر كمونيست و امثال آن پيدا شدند و اصل وجود خدا را منكر شدند خطا در مصداق است . از اين جهت وقتى دهريه با امام صادق ( ع ) مباحثه مىكردند امام صادق ( ع ) مىفرمود : شما اسم آن خدا را ماده مىگذاريد و ما به او « الله » مىگوييم . لذا مىفرمود : « لا تسب الدهر فان الله هو الله » « 1 » يعنى به « دهر » كه دهريه مىگويند فحش نگوييد براى اين كه آن « دهر » كه آنها مىگويند همان خداست . اما براى اصل وجود خدا - با فرضى كه ضرورى است - دلايل فراوانى آورده شده است . از جملهء آن دلايل كه مىشود آن را در سطح جامعه پياده كرد دو دليل است كه هم مختصر است و هم هر فكر مىتواند اين دو دليل را بپذيرد . اول دليل فطرت است و ديگرى دليل نظم . هر دوى اين دلايل مفيدند ، سطحى هم هستند و خيلى احتياج به مقدمات ندارند ، محتاج فكر كردن و صغرى و كبرى هم نيست و از نظر اثبات هم فوق‌العاده عالى هستند . مراد از دليل فطرت اين است كه انسان اگر از موهومات ، تخيلها و وسوسه‌ها به دور شود فطرت او خدا را درك مىكند ، فطرتش درك مىكند كه يك مدير حكيم عالمى بر جهان حكمفرماست و چون مردم معمولًا ذهن و عقل و فكرشان مشوب است و دل پاك
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمه - نقل از نور الثقلين - ج 5 - ص 4 .