و شرح صدر پيدا مىكند .
قرآن شريف دربارهء حضرت موسى مىفرمايد : « اذهب الى فرعون انه طغى » « 1 » ، يعنى اى موسى ، به سوى فرعون برو كه او طغيان كرده است .
خداوند به موساى چوپان كه يك عصا بيشتر ندارد ، مأموريت مىدهد كه به سوى فرعون و پادشاه مصر برود ؛ فرعونى كه قدرتش به جايى رسديه كه ادعاى خدايى مىكند .
در اين مأموريت ، موسى از خدا لشگر و قدرت نمىخواهد ، بلكه مىگويد : « رب اشرح لى صدرى » ، يعنى خدايا ، سعه صدر به من عطا كن .
معلوم مىشود كه سعه صدر از هر لشگر مجهزى مهمتر است ؛ راستى هم مهمتر است .
بعد به خدا عرض مىكند : « و يسرلى امرى » ، يعنى خدايا ، اگر من سعه صدر داشته باشم ، همه كارها برايم آسان مىشود . به راستى اگر انسان حالتى داشته باشد كه بتواند مشكلات را هضم كند ، به قول قرآن همهء كارها برايش آسان مىشود .
سپس موسى از خدا مىخواهد : « واحلل عقده من لسانى يفقهوا قولى » ، يعنى خدايا ، به من سعه صدر بده كه اگر سعهصدر پيدا كردم ، ديگر در مقابل دشمن ترسى ندارم و حرفم را خوب
هامش
( 1 ) . سوره طه - آيهء 24 .