مىدهد ، اما اين كه آسمان دوم و سوم ، چهارم ، پنجم ششم و هفتم در كجا قرار گرفته است ، نمىدانيم و اميدواريم كسى كه « علم ما كان و مايكون و ما هو كائن » را داراست ، بيايد تا از مجهولات پرده بردارد .
روايت داريم كه وقتى حضرت بقيهالله - عجل الله تعالى فرجه الشريف - بيايد . « يركب و يرقي الاسباب السماوات السبع و الارضين السبع » .
يعنى سوار مىشود و نه تنها از آسمانهاى اول تا هفتم را بالا مىرود ، بلكه زمينهاى هفتگانه را نيز طى مىكند .
زمينهاى هفتگانه از نظر علم مجهول است و قرآن و روايات نيز توضيحى براى آن نداده است . لذا اصلًا زمين دوم يعنى چه ، نمىدانيم ؛ بنابراين ، وقتى كه انسان عالم مىشود ، از وجود مجهولات هم آگاه مىشود و اينجاست كه متواضع مىشود و به آنجا مىرسد كه مىگويد : هفتاد سال خون جگر خوردم و علم آموختم و اكنون برايم معلوم شده كه هيچ نمىدانم .
مىگويند يكى از علما در آخرين لحظات زندگى گفت : « آن قدر دانستم كه هيچ نمىدانم » .
يكى از بزرگان مىگويد : « اين كه انسان بداند كه هيچ نمىداند ادعاى بزرگى است » .
اجمالًا وقتى انسان به درجهاى برسد كه بفهمد در برابر تشكيلات خلقت هيچ است ، آن وقت به منزل سوم علم مىرسد
جهاد با نفس (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٢٧