هميشه در زندگى كوبنديگ دارد ، از اين درد بىدرمان نجات پيدا مىكند به يك بلاى ديگر گرفتار مىشود ، از آن نجات پيدا مىكند به دنبالش يك درد ديگر . . . و .
قارعه يعنى كوبندگى ، قرآن گناه را به مشكلات تشبيه كرده ، و مصيبتها ، به دردها و تجسم عمل به همين مىگويند ؛ گناه ما تجسم مىشود .
قرآن مىفرمايد : نه يك كوبندگى ، بلكه لايزال ، يعنى هميشه كوبندگى دارد ، هميشه گرز گناه برسرش مىآيد ؛ گاهى براى خودش و گاهى براى نزديكانش . « او تحل قريبا من دارهم » « 1 » .
اين معناى تجسم عمل و تجسم گناه در اين دنياست .
« لايزال بنيانهم الذي بنواريبه في قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم » « 2 » .
گناه براى انسان دلهره مىآورد ، اضطراب خاطرى مىآورد كه تمام شدنى نيست ، مگر دلش پاره پاره شود ؛ اين آيه شريفه لايزال مىگويد .
همه اين آياتى كه خواندم « بما صنعوا - بنيانهم الذي بنواريبه » .
خودت اين خانه آتشين و زندان را بنا كردى ، اگر زندگى تاريك است ، وحشتزاست ، اينها را خودت تهيه و به پا ساختى !
« او كظلمات في بحر لجي يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكديريها و من
هامش
( 1 ) . سوره رعد - آيهء 31 .
( 2 ) . سوره توبه - آيهء 110 .