( و قيل تقديره او يموت منّى كريم ) فيكون من قبيل لى من فلان صديق حميم و لا يكون قسما آخر ( و فيه نظر ) لحصول التجريد و تمام المعنى بدون هذا التقدير .
ترجمه
مصنّف گويد :
و از جمله اقسام تجريد مثال قول شاعر است :
فلئن بقيت لارحلّن بغزوة * تحوى الغنائم او يموت كريم
برخى از ادباء گفتهاند :
تقدير اين بيت : او يموت منّى كريم .
ولى در اين گفتار تأمّل و اشكال داريم .
شارح گويد :
و از جمله اقسام تجريد ، تجريدى است كه بدون وساطت حرف جرّ صورت مىگيرد مانند قول عبادة بن سلمة الحنفى :
فلئن بقيت لارحلنّ بغزوة * تحوى الغنائم او يموت كريم
يعنى : پس همانا اگر زنده بمانم البتّه البتّه بمعركه كارزار و جنگى مىروم كه در آن تحصيل غنائم باشد مگر آنكه شخص كريمى بميرد .
كلمه [ تحوى ] يعنى تجمع ( جامع و مشتمل باشد ) و [ يموت ] منصوب است باضمار [ ان ] و تقدير كلام [ الّا ان يموت ] مىباشد و مقصود شاعر از شخص كريم خود او است .
شاهد در اينستكه شاعر از نفس خويش از باب مبالغه در كرم خود كريمى را انتزاع نموده است بدون اينكه از حرف جرّ كمك بگيرد .
سؤال
اگر در مقام سؤال و اشكال گفته شود :