و اندك مىباشند .
سپس شارح گويد :
وجه [ ثقال ] بودن اين سالمندان آنست كه در مقابل اعداء و دشمنان سخت پايدار و استوار هستند و جمله [ اذا لاقوا ] يعنى زمانى كه مواجه بشوند با اعداء و كلمه [ خفاف ] يعنى سريع دعوت را اجابت مىكنند و جمله [ اذا دعوا ] يعنى وقتى براى كفايت نمودن امر مهمّ و دفع نمودن واقعه عظيمى كه در شرف روى دادن است خوانده شوند .
و وجه كثير بودن ايشان در وقت حملهور شدن به دشمنان اين استكه هريكى از ايشان بجاى جماعتى هستند .
شاهد در اينستكه شاعر احوال مشايخ را ذكر كرده و بهريك آن چه مناسب با آنها است را اسناد داده يعنى به ثقل حال ملاقات و به خفّت حال ادعاء را نسبت داده و به همين ترتيب تا آخر حالات .
ب : اقسام شئ را استيفاء كردن و بطور كامل ذكر نمودن مانند فرموده حقتعالى :
يهب لمن يشاء اناثا و يهب لمن يشاء الذّكور او يزوّجهم ذكرانا و اناثا و يجعل من يشاء عقيما .
يعنى : خداوند متعال بهركسى كه بخواهد جنس اناث و به آنكه دوست داشته باشد جنس ذكور عطاء مىفرمايد يا در يك رحم دو فرزند پسر و دختر قرار داده و رحم ديگر را عقيم مىنمايد .
چه آنكه انسان يا فرزند نداشته يا داراى فرزند هست ، فرزند نيز يا ذكور است و يا انثى و يا هم ذكور است و هم انثى و در آيه شريفه هم اقسام بطور مستوفى و كامل ذكر گرديده است .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩