مدعى عدم تعيين شد .
جواب
در مقام جواب مىگوئيم :
بلى همينطور است كه گفته شد ولى در عين حال محتمل است كه ضمير در [ فيه ] هم به ليل راجع بوده و هم به نهار و به اين اعتبار عدم تعيين تحقّق مىيابد .
لفّ و نشر غير مرتّب : آنست كه نشر بر غير ترتيب لفّ باشد اعم از آنكه ترتيب معكوس باشد همچون قول اى فتيان بن حيوس :
كيف اسلو و ان حقف و غصن * و غزال لحظا و قدّا و ردفا
يعنى : چگونه دل من از عشق تو خالى مىشود و تو را فراموش ميكنم و حال آنكه تو همچون تلّ بزرگ و مدوّرى از ريگ هستى از حيث كپل و نشيمنگاه و نيز مانند شاخ درختى ميباشى از حيث قد و قامت و مثل برّه و آهرئى هستى از جهت گوشه چشم .
كلمه [ حقف ] عبارت است از ريگهائى كه جمع شده و باقى ماندهاند .
شاهد در اينستكه [ لحظ ] به غزال و [ القد ] به [ غصن ] و [ ردف ] به [ حقف ] مربوط است و چنانچه ملاحظه مىشود نشر عكس لفّ آمده .
يا به صورت اختلاط و درهم باشد مانند قول شما كه مىگوئى :
هو شمس و اسد و بحر جودا و بهائا و شجاعة ( او خورشيد و شير و دريا است از حيث جود و درخشندگى و شجاعت ) .