يعنى بر هردو لجاج و اصرار داشتن را مترتب نموده است .
سپس شارح مىگويد :
از ظاهر عبارت مصنّف اين طور توهّم مىشود كه مزاوجت آنست كه بين دو معنا در شرط و دو معنا در جزاء جمع نمايند چنانچه شاعر در شرط بين نهى ناهى و لجاج الهوى و در جزاء بين اصاخت محبوبه الى الواشى و لجاج الهجر جمع نموده است .
ولى اين معنا فاسد است زيرا در مثل .
اذا جائنى زيد فسلّم علىّ اجلسته فانعمت عليه ( زمانيكه زيد نزد من آمد بر من سلام كرد ، نشاندم او را پس احسان در حقّش نمودم ) .
احدى از ادباء به مزاوجت قائل نشده با اينكه معناى متوهّم مذكور در اينمثال صادق است چه آنكه بين مجئ زيد و سلام او بر گوينده در شرط يعنى مجئ و بين اجلاس و احسان بر او در جزاء جمع شده است .
و آنچه بعنوان ايراد در اينجا ذكر نموديم از كلام گذشتهگان استفاده كردهايم .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : على انّ الفعل مسند الى ضمير مصدر : مقصود از [ فعل ] يزاوج بوده و از مصدر [ مزاوجه ] مىباشد .
قوله : الّذى يشى حديثه : كلمه [ يشئ ] فعل مضارع و ماضى آن [ وشى ] به معناى زينت داد مىباشد .
متن
و منه العكس و هو ان يقدّم جزء من الكلام جزء ثمّ يؤخّر و يقع على وجوه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 49
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩