و از جمله وجوه معنوى صنعت مزاوجه است و آن اينستكه بين دو معنا در شرط و جزاء زواج و همبستگى ايجاد مىكنند .
كلمه [ تزاوج ] يا بمصدر اسناد داده شده كه در اين صورت تقدير كلام اينستكه :
و هى ان توقع المزاوجة .
و يا به ظرف يعنى [ بين معنيين ] مسند مىباشد و طبق آن معنى چنين مىشود :
مزاوجه آنست كه دو معنا را در شرط و جزاء مزدوج قرار مىدهند يعنى بر هريك از آن دو معنائى را مترتب مىكنند كه بر ديگرى مترتب است مانند آنچه در قول ابى عباده بخترى آمده :
اذا ما نهى الناهى فلج بى الهوى * اصاخت الى الواشى فلّج بها الهجر
يعنى : هرگاه نهىكنندهاى من را از دوستى آن محبوبه نهى كند ، پس عشق و ميل نفس من به او زياد شود و گوش مىدهد او بسخن سخنچين ، پس زياد مىشود دورى او از من .
عبارت [ نهى النّاهى ] يعنى منعنى الناهى عن حبّها .
و خلاصه آنكه هرگاه ناهى من را از حب و عشق او بازدارد ميل من به او زياد شود ولى اين امر ملازم با من است كه وى به شخص نمام و سخن چينى كه كلامش را زينت مىدهد گوش داده و او را تصديق مىكند و در افترائى كه به من مىبندند كلامش را مىپذيرد پس بواسطه اين امر دورى خودش را از من زياد مىكند .
شاهد در جمله [ فلجّ بها الهجر ] است كه شاعر بواسطه آن بين نهى الناهى و اصاخت الى الواشى در شرط و جزاء زواج قرار داده