خذوه ، فغلّوه ، ثمّ الجحيم صلّوه .
و هيچ حسنى ندارد كه قرينهاى را خيلى كوتاهتر از قرينه قبلى بياورند .
مراتب سجع از نظر حسن و عدم آن
شارح گويد :
طبق نقل مصنّف برخى از ادباء گفتهاند :
بهترين نوع سجع آنست كه قرينهها جملگى با هم مساوى باشند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فى سدر مخضود و طلح منضود و ظلّ ممدود ( در سايه درختان سدر پرميوه بىخار و درختان پربرگ سايهدار ، در سايه بلند درختان ) .
شاهد در سه قرينه مذكور است كه جملگى از نظر حروف با هم مساوى هستند و مرتبه بعد از آن از نظر حسن سجعى است كه قرائن آن با هم مساوى نباشند ولى قرينه دوّم طولانىتر از اوّلى بوده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و النجم اذا هوى ، ما ضلّ صاحبكم و ما غوى ( قسم به ستاره زمانى كه فرود آيد كه صاحب شما هيچگاه در ضلالت و گمراهى نبوده است ) .
شاهد در قرينه دوّم يعنى [ ما ضلّ صاحبكم و ما غوى ] است كه از قرينه اوّل يعنى [ اذا هوى ] طولانىتر مىباشد .
يا قرينه سوّم طولانىتر باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى