ذلكم بما كنتم تفرحون فى الارض به غير الحق و بما كنتم تمرحون .
يعنى : اين گرفتارى شما در قيامت بسبب آنست كه شما در دنيا فرحناك بنافرمانى و سركشى خود بوده و نشاط مىنموديد .
شاهد در [ تفرحون ] و [ تمرحون ] است كه [ فاء ] و [ ميم ] در ايندو با هم متباين بوده و مخرجشان نيز با هم متقارب نيست و همانطورى كه ديده مىشود در وسط قرار گرفتهاند .
سپس شارح در مقام انتقاد مىگويد :
و در متقارب نبودن [ فاء ] و [ ميم ] اشكال داريم زيرا هردو از حروف شفوى هستند و بدين ترتيب از نظر مخرج متقارب به حساب مىآيند .
و اگر مقصود از [ تقارب ] اين باشد كه بايد بحدّى مخرجشان به يكديگر نزديك باشد كه بتوان يكى را در ديگرى ادغام نمود بايد بگوئيم [ هاء ] و [ همزه ] كه از حروف متقارب محسوب ميشوند نيز اينطور نيستند .
3 - آنكه حرف اجنبى در آخر باشد مانند فرموده حقتعالى :
فاذا جائهم امر من الامن ( وقتى به منافقين خبرى از كيفيّت جنگ قواى اسلام با كفّار كه عبارت باشد از آسودگى و امنيّت برسد . . . ) .
شاهد در [ راء ] و [ نون ] از دو كلمه [ امر ] و [ امن ] است كه متباين و غير متقارب المخرج بوده و در آخر قرار گرفتهاند .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : متقاربين فى المخرج : مثلا هردو از حروف حلق بوده يا شفوى محسوب شوند .
قوله : سمّى الجناس مضارعا : زيرا دو حرف متباين از نظر
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٠