مزيّن نمود بوده و در تفسير آن گفتهاند :
تدبيج آنست كه در مقام مدح يا غير آن الوان و رنگهائى به قصد كنايه يا توريه ذكر شود .
البتّه مقصود از [ الوان ] بيش از يك رنگ است چه دوتا و چه بيشتر بقرينه مثالهائى كه در اين باب آمده است .
مثال تدبيج كنائى همچون قول ابى تمام طائى در مرثيه ابى نهشل :
تردّى ثياب الموت حمرا فما اتى * لها اللّيل الّا و هى من سندس و خضر
يعنى : ان مرد جامههاى مرگ را پوشيد در حالى كه جامهها سرخ شده بودند پس شب بر او نيامد مگر آنكه جامههايش از سندس بهشتى سبز شده بود .
كلمه [ تردّى ] از [ ترديت الثوب ] است يعنى جامه را براى خود رداء و عبا قرار داد .
و ضمير در [ لها ] به تلك الثياب راجع است .
پس شاعر مىخواهد بگويد :
آن مرد جامههاى آلوده به خون را اخذ كرده و پوشيد پس روز قتل وى نگذشت و شب آن داخل نگشت مگر آنكه جامهها از سندس بهشتى گرديد .
شاهد در اينستكه شاعر بين [ حمره ] و [ خضره ] جمع نموده و مقصودش از اوّل كنايه از كشتن است و از دوّم كنايه از داخل شدن ببهشت مىباشد .
و مثال تدبيج توريه همچون كلام حريرى