عرفا اصطلاحا به آن اغراق گويند مانند آنچه در قول عمرو بن ايهم تغلبى وارد شده :
و نكرم جارنا ما دام فينا * و نتبعه الكرامة حيث ما لا
يعنى : و گرامى و عزيز ميداريم همسايه خود را ما دامى كه همسايه ما است و عطا و كرامت را بسوى او ميفرستيم در هرمكانيكه ميل كرده و روى آورد .
كلمه [ نتبعه ] از [ اتّباع ] بوده به معناى [ نرسل ] و مقصود از [ نتبعه الكرامة ] اينستكه كرامت و عطاء را بدنبالش مىفرستيم و كلمه [ مالا ] الفش اطلاقى بوده و خود آن به معناى سير كرد و روى آورد مىباشد .
آنچه شاعر در اين بيت ادّعاء كرده امرى استكه عقلا ممكن است ولى از نظر عرف و عادت ممتنع مىباشد چه آنكه شاعر مدّعى شده جار و همسايه را اكرام نموده درحاليكه جار نزد وى بوده يا با غير او باشد و اين از نظر عرف امر مستحيل و غير ممكنى مىباشد .
سپس مىگويد :
تبليغ و اغراق مبالغه مقبول محسوب ميشوند .
پس از آن مىافزايد :
كلمه [ و الّا ] در عبارت مصنّف يعنى :
و اگر اينطور نبود كه امر ادّعاء شده ممكن نباشد نه عقلا و نه عادتا بلكه اگر عادتا ممكن بود عقلا نيز ممكن به حساب آمد و دليل ما بر اينكه معناى [ الّا ] در اينجا چنين است آنست كه ممتنع است شيئى عادتا ممكن بوده ولى عقلا ممتنع باشد چه آنكه هرممكن عادى عقلا نيز ممكن است ولى عكس آن صحيح نيست .