الف : آنكه قدر جامع در مفهوم طرفين داخل بوده .
ب : آنكه قدر جامع در مفهوم طرفين داخل نباشد .
استعارهاى كه قدر جامع آن در مفهوم طرفين يعنى مستعارله و مستعارمنه داخل باشد مانند فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم :
خير النّاس رجل ممسك بعنان فرسه كلما سمع هيعة طار اليها او رجل فى شعفة فى غنيمة يعبد اللّه حتّى يأتيه الموت .
جار اللّه زمخشرى گفته است :
هيعه عبارتست از فريادى كه از آن ديگران به فزع آيند و اصل آن هاع يهيع به معناى ترسيدن مىباشد .
و كلمه [ شعفت ] قلّه كوه را گويند و معناى حديث آنست كه :
بهترين مردمان ، شخصى استكه افسار اسبش را بدست گرفته و آماده جهاد در راه خداست يا كسى كه از مردم عزلت اختيار كرده و در قلّهكوهها سكنى گزيده و مختصر گوسفندى جمعآورى كرده و به چرانيدن آنها اشتغال ورزيده و در امر معاش خود به آنها اكتفاء نموده و بعبادت حقتعالى مشغول شده تا آنكه مرگش فرابرسد .
شاهد در [ طيران ] است كه استعاره آورده شده براى [ عدو ] و قدر جامع در مفهوم هردو داخل است زيرا جامع بين ايندو بسرعت قطع مسافت كردن است و جاى ترديد نيست كه اينمعنا در مفهوم عدو و طيران داخل مىباشد منتهى در طيران اقوى از عدو است .
سپس شارح گويد :
اظهر از نظر ما اينست كه طيران عبارتست از قطع مسافت نمودن
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٧