مثل ادّعاء كردن چيزى كه با بيّنه و برهان همراه است مىباشد .
و نيز اجماع دارند كه استعاره از تشبيه ابلغ است چه آنكه استعاره نوعى از مجاز مىباشد .
فصل در بيان ابلغ بودن مجاز و كنايه و استعاره از غير خودشان
شارح گويد :
بگفته مصنّف دو امر بين حضرات اتّفاقى و اجماعى است :
الف : مجاز از حقيقت و كنايه از تصريح ابلغ مىباشند و دليل آن اينستكه :
در ايندو ( مجاز و كنايه ) انتقال از ملزوم به لازم بوده لاجرم هم چون ادّعاء كردن چيزى با بيّنه و برهان مىباشند چه آنكه وجود ملزوم مقتضى وجود لازم است زيرا انفكاك ملزوم از لازم ممتنع مىباشد .
ب : استعاره از تشبيه ابلغ است زيرا استعاره نوعى از مجاز بوده كه گفتيم از حقيقت ابلغ مىباشد .
تنبيه و تذكر
قابل توجّه است معناى اينكه گفتيم مجاز و كنايه ابلغ از حقيقت و تصريح مىباشند اين نيست كه در واقع مشتمل بر زيادى هستند كه حقيقت و تصريح فاقد آن زيادى مىباشند بلكه مراد اينستكه مجاز و كنايه مفيد تأكيد زائدى بوده و در مقام اثبات از تأكيد و تأييد بيشترى برخوردار هستند و نيز در استعاره از آن اينطور فهميده مىشود كه وصف در مشبه