شارح گويد :
قسم سوم
قسم سوّم از اقسام كنايه آنست كه مطلوب از آن نسبت باشد .
و مراد از نسبت اثبات امرى براى امر ديگر يا نفى آن از آن مىباشد و همين معنا در اينمقام از اختصاص مقصود مىباشد مانند آنچه در قول زيادة الاعجم آمده :
انّ السّماحة و المروة و النّدى * فى قبّة ضربت على ابن الحشرج
يعنى : بدرستيكه بخشش و مردانگى و عطاء در چادرى است كه بر پا و بر سر عبد اللّه ابن حشرج زده شده است مروّت عبارتست از كمال مردانگى .
شاهد در اينستكه شاعر اراده نموده اختصاص ابن حشرج به اين صفات را اثبات كند از اينرو تصريح به اينكه وى مختص به اين صفات است را ترك نموده و نگفته است :
ابن حشرج بصفات مزبور اختصاص دارد يا عبارتى شبيه به اين را نگفته مثل اينكه نگفته است سماحة ابن الحشرج تثبت ياحصلت السماحة له يا ابن الحشرج سمح .
و صاحب مفتاح به اين مقاله تصريح نموده است .
و از بيانى كه نموديم روشن و واضح شد مقصود از اختصاص صفات براى ابن حشرج در اينجا حصر نيست بلكه منظور ثبوت آنها براى وى مىباشد .
و بهرصورت شاعر از تصريح عدول به كنايه كرده و صفات مذكور