فلان عريض القفاء ( فلانى گردن پهن است ) .
پهن بودن پشت گردن و بزرگ بودن سر بحدّ افراط از امورى است كه بواسطه آن بر بلاهت و خنگى شخص استدلال مىنمايند پس ميتوان گفت ( پهن بودن گردن ) بحسب اعتقاد اهل عرف ملزوم بلاهت مىباشد منتهى در انتقال از آن به بلاهت يك نوع خفائى است كه هركسى بر آن نميتواند مطّلع شود .
ناگفته نماند كه خفاء در آن بواسطه كثرت وسائط و انتقالات نبوده تا كنايه بعيده محسوب شود .
كنايه بعيده : آنست كه انتقال از كنايه بمطلوب بسبب واسطه باشد همچون قول اهل لسان در مقام كنايه از شخص كثير الضيافة :
فلان كثير الرّماد ( فلانى خاكستر زيادى دارد ) .
در اينمثال ابتداء از كثرت رماد به كثرت سوزاندن هيزم زير ديگها و سپس از كثرت سوزاندن هيزم به كثرت مطبوخات و از آنها به كثرت خورندهگان و از آن به كثرت ميهمانان و از آن به جود و سخاوت شخص منتقل ميشويم .
البتّه بايد توجّه داشت كه در اينقسم از استعاره بحسب قلّت و كثرت وسائط دلالت بر مطلوب از حيث وضوح و خفاء مختلف مىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : المطلوب بها صفة من الصّفات : مقصود از [ صفت ] معنائى استكه قائم بالغير باشد نظير جود و كرم و طول قامت نه خصوص معناى اصلى يعنى نعت نحوى .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١١