به اين نحو كه افراد سبع را دو قسم كرده : قسمى متعارف و قسمى ديگر غير متعارف سپس اين سئوال كه واضع چگونه دو اسم همچون لفظ [ منيّه ] و [ سبع ] را براى يك حقيقت و ماهيّت وضع نموده در حالى كه لفظين با هم مترادف نمىباشند در ذهن خطور مىكند ؟
لذا براى رفع اين سئوال و بر طرف شدن شبهه از همين طريق وارد شده و مىگوئيم :
[ منيّه ] ادّعاءا سبع و از افراد درنده مىباشد از اينرو صحيح است صراحتا لفظ [ منيّه ] را بر سبع اطلاق كنيم .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : وردّ ما ذكره الخ : حاصل اشكال مصنّف بر سكّاكى اينستكه :
سكّاكى مدّعى است در استعاره بالكنايه لفظ مشبه در معناى موضوعله حقيقى خود استعمال شده .
اين كلام صحيح نيست زيرا در هيچيك از اقسام استعاره از لفظ مشبه معناى حقيقى و موضوعله آن اراده نمىشود پس چگونه بگوئيم از [ منيّه ] كه لفظ مشبّه است معناى حقيقى آن يعنى مرگ قصد شده و در واقع اشكال مزبور مآلش به قياس شكل دوّم است به اين صورت :
لفظ مشبّه در استعاره بالكنايه در موضوعله حقيقى خود استعمال شده و در هيچ استعارهاى لفظ مشبّه در موضوعله حقيقى مستعمل نيست پس در نتيجه ميگوئيم :
در استعاره بالكنايه نيز نبايد لفظ مشبّه در موضوعله حقيقى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٠