مرگ بوده نه غير آن و حال آنكه استعاره نبايد اينطور باشد چه آنكه سكّاكى خود استعاره را اينطور تفسير و بيان كرده :
استعاره عبارتست از اينكه يكى از دو طرف تشبيه را ذكر نموده و بواسطه آن طرف ديگر را اراده ميكنند و طبق اين تفسير نبايد در استعاره بالكنايه از لفظ مشبّه معناى حقيقى آن مراد باشد .
البتّه جاى اين سئوال در اينجا هست كه گفته شود :
اگر از [ منيّه ] بگفته سكّاكى معناى حقيقى آن مراد باشد پس اضافه اظفار به آن چه معنا دارد ؟
مصنّف در جواب اين سئوال مىگويد :
اضافه مثل [ اظفار ] قرينه براى تشبيهى است كه در نفس مضمر است يعنى تشبيه [ منيّه ] به [ سبع ] .
جواب بعضى از ادباء از اعتراض مصنف بر سكاكى
سپس شارح گويد :
اين اعتراض ، از محكمترين اعتراضات مصنّف به سكّاكى است ولى برخى از آن باينگونه جواب دادهاند :
در استعاره بالكنايه اگرچه بلفظ مشبّه مانند [ منيّه ] تصريح شده ولى مقصود از آن سبع و درّنده ادّعائى است چنانچه سكّاكى خود به اين مطلب در كتاب مفتاح اشاره نموده و گفته :
ما در استعاره بالكنايه لفظ [ منيّه ] را اسم براى سبع و مرادف آن قرار ميدهيم يعنى [ منيّه ] را از باب مبالغه در جنس سبع داخل ميكنيم
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٩