حضرات حكم وهم را تخييل مىنامند پس تسميه در كلام سكّاكى بى جا و بى مورد نمىباشد .
استشهاد بكلام شيخ در كتاب شفاء
سپس شارح براى تحكيم اشكال بر كلام مزبور به مقاله شيخ الرّئيس در شفاء استناد جسته و ميگويد :
شيخ در كتاب شفاء مىفرمايد :
قوّهاى كه بنام وهم موسوم است ، قوّه رئيسه و حاكمه در حيوان است و حكمى كه از اين قوّه صادر مىشود البتّه غير عقلى يعنى تخييلى مىباشد .
مصنّف علاوه بر اشكال اوّل بر سكّاكى ايراد دوّمى برايشان وارد ساخته و مىگويد :
تفسير سكّاكى براى استعاره تخييليّه با تفسير ديگران مغاير است زيرا ديگران گفتهاند :
استعاره تخييليّه عبارتست از جعل شئ براى شئ ديگر .
شارح گويد :
مثل جعل [ يد ] براى شمال و جعل [ اظفار ] براى منيّه .
استشهاد بكلام شيخ عبد القاهر
شيخ عبد القاهر مىگويد :
بين حضرات اختلافى نيست در اينكه [ يد ] استعاره است .