قوله : و فى كليهما نظر : ضمير تثنيه در [ كليهما ] به دو جواب اخير راجع است .
امّا وجه نظر در جواب اوّل : تعريفات هركدام مستقل بوده و از يكديگر جدا و منقطع ميباشند لذا نمىتوان يكى از تعاريف را دليل بر حذف فلان شئ در تعريف ديگر قرار داد لذا جايز نيست قيدى را در تعريف نياورد و در فهم آن بمجرّد ذكرش در تعريف ديگر اكتفاء نمود .
امّا وجه نظر در جواب دوّم :
اگرچه ممكنست بپذيريم الف و لام در [ الوضع ] براى عهد است ولى معهود خصوص وضعى كه در اصطلاح تخاطب مراعات شده نبود بلكه اعم از آن و غيرش مىباشد پس نميتوان از ناحيه عهد بودن الف و لام خصوص وضعى كه در اصطلاح تخاطب مراعات مىشود و مراد دانست و براساس آن خود را بىنياز از قيد مزبور قرار داد .
قوله : و اعترض ايضا : معترض مصنّف در كتاب ايضاح مىباشد و حاصل اعتراض وى در اين كتاب بر سكّاكى آنست كه :
تعريف سكّاكى براى مجاز مانع از اغيار نيست زيرا شامل غلط نيز مىشود بااينكه غلط مجاز نيست .
قوله : بانّه يتناول الغلط : ضمير در [ بانّه ] بتعريف مجاز راجع است .
قوله : الى كتاب بين يديه : كلمه [ بين يديه ] يعنى در مقابل .
متن
و قسّم المجاز اللّغوى الى الاستعارة و غيرها و عرّف الاستعارة بان تذكر احد طرفى التّشبيه و تريد به الاخر
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 213
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٣