تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ميدهند كه براى مشبّه امرى را اثبات مىكنند كه از مختصّات مشبّه به مىباشد اين تشبيه را استعاره بالكنايه يا مكنّى عنها خوانده و اثبات آن امر براى مشبّه را استعاره تخييليّه گويند . شارح گويد : فصل در بيان و شرح استعاره بالكنايه و استعاره تخييليه استعاره بالكنايه و تخييليّه چون از نظر مصنّف دو امر معنوى بوده و داخل مجاز نيستند لذا براى آنها فصلى جداگانه قرار داد تا بطور مستوفى و مبسوط از معانى كه لفظ استعاره بر آنها اطلاق مىشود بحث نمايد لذا مىگويد : گاهى تشبيه را در نفس مضمر و مستتر مىگيرند و به هيچيك از اركان تشبيه غير مشبّه تصريح نمىكنند . و اگر گفته شود : ذكر مشبّه‌به در باب تشبيه لازم و واجب است پس چطور مصنّف مىگويد به هيچيك از اركان تشبيه غير مشبّه تصريح نمىكنند . در جواب مىگوئيم : امّا وجوب ذكر مشبّه‌به فقط در باب تشبيه اصطلاحى است و قبلا گفتيم كه آن غير از استعاره بالكنايه است و ما صحبت و سخن در اطراف استعاره بالكنايه داريم . و بهرصورت دليل بر تشبيه مضمر در نفس آنست كه براى مشبه امرى كه به مشبّه‌به اختصاص دارد اثبات مىشود بدون اينكه امرى حسى