بديهى است كلامى كه واضح الدلاله است نسبت به اوضح خفى محسوب شده از اينرو نيازى نبود باينكه مصنّف در متن ذكرى از [ خفاء ] بميان آورده و بگويد : بطرق مختلفه فى وضوح الدلاله و خفائها .
تنبيه
اينكه مصنف اختلاف را به وضوح مقيّد ساخت غرضش اينستكه معرفت بايراد معناى واحد بطرقى كه از نظر لفظ و عبارت مختلف هستند را خارج كرده و خواسته است بگويد كه علم بيان شامل آن نميشود .
لازم بتذكّر است كه [ لام ] در [ المعنى الواحد ] براى استغراق عرفى است در نتيجه معناى عبارت چنين مىشود :
بيان عبارتست از علمى كه بواسطهاش اطّلاع حاصل مىشود باينكه هرمعناى واحدى را كه متكلّم قصد و اراده نموده بطرقى كه از حيث وضوح و خفاء دلالت با هم مختلفند ايراد نمايد .
بنابراين اگر متكلّمى تنها معناى زيد جواد را توانست بطرق مختلفه و تراكيب متعدّده ايراد نمايد به صرف آن عالم بعلم بيان نمىباشد .
[ تعريف علم بيان ]
شرح فارسى
توضيح
حاصل آنچه مصنّف و شارح در اينمقام ذكر نمودهاند سه مطلب مىباشد :
1 - علّت تقديم علم بيان بر بديع .
2 - تعريف علم بيان .
3 - دقّت در قيود تعريف .
امّا علّت تقديم علم بيان بر بديع آنست كه :