در حصول و تحقّق دلالت مطابقه علم به وضع شرط است پس اگر اينمعنا حاصل باشد اصل دلالت تحقّق مىيابد و اگر هم حاصل نباشد دلالت مطابقه رأسا منتفى است پس بايد بگوئيم دلالت مطابقه امرش مردّد است بين وجود و عدم و از معانى قابل تشكيك نبوده تا بتوان برايش مراتب قائل شد .
شرح نكته دوم
مصنّف در متن گفت :
و الّا لم يكن كل واحد دالّا عليه .
و نگفت :
و الّا لم يكن واحد منها دالا عليه يا لم يكن شيئ منها دالّا عليه .
وجه اين تعبير آنست كه مصنّف قبلا گفته بود :
لان السّامع ان كان عالما به وضع الالفاظ الخ .
اينجمله [ عالما به وضع الالفاظ ] موجبه كليّه است زيرا معناى آن اينستكه :
عالما به وضع كل لفظ و روشن است نقيض موجبه كليّه سالبه جزئيّه است لذا مصنّف با كلمه [ الا ] چون در مقام نقيض [ ان كان عالما به وضع الالفاظ مىباشد ] از اينرو عبارت [ و الّا لم يكن كل واحد الخ ] را آورد كه مفادش سالبه جزئيّه است و عبارت [ و الا لم يكن واحد منها ] را نگفت زيرا مفادت آن سالبه كليّه مىباشد و ذكر آن صحيح نيست .
امّا اينكه جمله [ و الّا لم يكن كل واحد ] مفادش سالبه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩