مىگردد لذا گفتيم حروف آيه يازدهتا است چه آنكه ايجاز تعلّق به الفاظ داشته نه به كتابت .
2 - آيه شريفه بطور صريح بر مطلوب كه حيات باشد دلالت دارد در حالى كه عبارت مذكور واجد چنين دلالتى نيست .
3 - آيه شريفه باعتبار تنكير « حياة » يكى از دو معناى ذيل را افاده مىكند در حالى كه عبارت مذكور فاقد چنين افادهاى است ، دو معناى مزبور عبارتند :
الف : عظمت براى حيات ، زيرا قصاص ايشان را از آنچه قبلا برطبقش عمل مىكردند يعنى جماعتى را بخاطر قتل يكنفر مىكشتند منع مىنمايد در نتيجه براى ايشان در اين جنس از حكم يعنى قصاص حيات عظيمى مىباشد .
ب : نوعى از حيات براى مقتول و قاتل بواسطه ارتداع و انزجار ايشان از ارتكاب قتل زيرا مىتوان گفت تقدير آيه چنين است :
و لكم فى القصاص نوع من الحياة .
و منظور از نوعى حيات ، حياتى است كه براى مقتول و قاتل حاصل مى باشد .
امّا حصول حيات براى مقتول بخاطر آنست كه قاتل با علم به قانون قصاص قتلى را كه قصد كرده ترك نموده لاجرم حيات مقتول محفوظ مىماند .
و امّا حصول حيات براى قاتل جهتش آنست كه وى پس از ارتداع از قتل و كناره گرفتن از ارتكاب كشتار مورد قصاص و كشتن واقع نشده در نتيجه حيات و زندگانيش مستمرّ و محفوظ ميماند .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 652
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٥٢