شده جارى مىباشد اعم از آنكه فعل مضارع در جمله حاليه عمل كرده نظير قول شما كه مىگوئيد : أتضرب زيدا و هو اخوك يا چنين نباشد همچون فرموده حقتعالى : أتقولون على اللّه ما لا تعلمون ( آيا چيزى را كه نمىدانيد بر خداوند مىگوئيد ) .
و نظير قول شما كه مىگوئيد : أتؤذى اباك ( آيا پدرت را اذيت مى كنى ) و أتشتم الامير ( آيا امير را دشنام مىدهى ) .
كه در تمام اين امثله آوردن همزه صحيح بوده ولى [ هل ] جايز نيست
سپس شارح گويد :
و از عجائبى كه براى برخى در شرح اين موضع واقع شده و كلامى بس شگفتانگيز گفته آن است كه وى آورده است كه امتناع دخول [ هل ] بخاطر اينست كه فعل مستقبل را نمىتوان به حال مقيد نمود و اعمال فعل مستقبل در حال جايز نيست .
و بجان خود سوگند مىخورم كه اين كلام افترائى استكه در آن هيچ شك و شبههاى وجود ندارد زيرا از احدى از نحوىها نقل نشده كه مثال [ سيجئ زيد راكبا و سأضرب زيدا و هو بين يدى الامير ] را ممنوع دانسته باشد با اينكه در اين دو مثال و اشباه آن دو عامل در حال فعل مستقبل مىباشد و چگونه بتوان آن را ممتنع دانست و حال آنكه خداوند متعال در قرآن شريفش مىفرمايد : سيدخلون جهنم داخرين ( به زودى بجهنم داخل شده و حال آنكه در آن خواهند ماند ) .
و در جاى ديگر مىفرمايد : و انما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الابصار مهطعين ( البته كيفر ظالمان را خداوند بتأخير انداخته و آن را در روزى عملى خواهد نمود كه چشمهايشان در آن خيره بوده و در حالى كه شتابان
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٩