عمرو قاعد و بخاطر همين است كه مثال : هل زيد قام ام عمرو ممتنع بوده و عبارت : هل زيدا ضربت قبيح است چه آنكه تقديم مستدعى است كه تصديق بنفس فعل حاصل باشد اما مثال : هل زيدا ضربته قبيح نمى باشد براى اينكه جايز است مفسر را قبل از [ زيد ] تقدير گرفت .
شارح گويد :
استفهام
استفهام عبارتست از طلب حصول صورت شيئ در ذهن ، پس اگر صورت شيئ نسبت بين دو امر يا لا وقوع آن باشد پس حصولش را تصديق گفته و در غير اين صورت تصوّر مىباشد .
و الفاظى كه براى استفهام وضع شدهاند عبارتند از :
همزه و هل و ما و من و اىّ و كم و كيف و اين و انّى و متى و ايّان .
شرح « همزه »
همزه هم براى طلب تصديق به كار مىرود و هم جهت طلب تصوّر .
مقصود از [ تصديق ] انقياد ذهن و اذعان آن به وقوع نسبت تامّه بين دو چيز مىباشد مانند قول شما كه مىگوئيد : أقام زيد ، يعنى آيا زيد ايستاد ( شاهد است براى طلب تصديق در جمله فعليه ) .
و أزيد قائم يعنى آيا زيد ايستاده مىباشد ( شاهد است براى طلب تصديق در جمله اسميّه ) .
و مقصود از تصوّر ادراك غير نسبت مىباشد مانند قول شما در طلب تصور مسنداليه : أدبس فى الاناء ام عسل ، يعنى آيا شيره در ظرفست يا عسل در آن مىباشد .