نقد شارح بر مصنف راجع بفصاحت در مفرد
شارح در مقام ايراد بر مصنّف گويد :
فصاحت در مفرد نفس خلوص از معايب مذكوره نيست تا آن را بعنوان مفسّر و معرّف بتوان قرار داد بلكه خلوص را از اسباب تحقق فصاحت مىبايد شناخت و بعبارت ديگر :
خلوص از امور مذكور لازمه فصاحت در مفرد است زيرا فصاحت در مفرد عبارتست از :
جارى بودن كلمهاى بر طبق قواعد مستنبط از استقراء كلام عرب در حالى كه حروفش با هم متناسب بوده و استعمالش در السنه اعراب اصيل كثير و شايع باشد و بديهى است لازمه اين معنا اين است كه كلمه مزبور عيوب نامبرده را نداشته باشد .
توضيح
قوله : لكونها أخوذة فى تعريفها : ضمير در [ لكونها ] به فصاحت و در [ تعريفها ] به بلاغت راجعست .
قوله : لتوقفهما عليها : ضمير تثنيه بفصاحت كلام و متكلّم و ضمير مفرد مؤنث بفصاحت مفرد راجعست .
قوله : مخالفة القياس : مقصود از [ قياس ] قاعده و ضابطهاى است كه از استقراء استعمالات عرب استفاده مىشود .
متن : فالتنافر نحو : غدائره مستشزرات الى العلى .
شرح عربى فالتنافر وصف فى الكلمة يوجب ثقلها على الّلسان و