غرض از وضع اسم ظاهر بجاى ضمير زيادى تمكّن است راجع مىباشد و در [ غيره ] به باب مسنداليه عود مىكند .
سپس در تفسير [ و بالحق ] مىگويد :
مقصود اينست كه بالحكمة المقتضيّة للانزال انزلناه ، و ضمير در [ انزلناه ] به قرآن راجع است و در ذيل [ و بالحق نزل ] مىافزايد :
شاهد در [ و بالحق ] است كه بجاى و [ به ] قرار داده شده است .
و كلمه [ او ادخال ] معطوف است بر [ زيادة التمكّن ] و به دنبال [ و تربية المهابة ] مىگويد :
اين عبارت بمنزله تأكيد براى [ ادخال الرّوع ] مىباشد و ضمير در [ مثالهما ] به تقويت و ادخال الرّوع مع التربية راجعست .
و شاهد در [ امير المؤمنين يأمرك بكذا ] آنست كه بجاى [ انا آمرك ] امير المؤمنين يأمرك گذارده شده است و ضمير در [ عليه ] به وضع اسم ظاهر بجاى ضمير به منظور تقويت داعى در مأمور راجع بوده و در [ غيره ] به باب مسنداليه راجع مىباشد ، سپس در ذيل [ فاذا عزمت الخ ] مىگويد :
در اين مثال [ علىّ ] گفته نشده و بجايش [ على اللّه ] آوردهاند زيرا در لفظ [ اللّه ] تقويتى است براى داعى و انگيزه عبد نسبت بحقتعالى كه بر او توكّل كند زيرا اين لفظ بر ذاتيكه موصوف است بصفات كامله از قبيل قدرت آشكار و غير آن دلالت دارد .
سپس در دنبال [ استعطاف ] مىگويد :
اينكلمه به معناى طلب مهربانى و رحمت است .
و مثال استعطاف فرموده حضرت زين العابدين على بن الحسين
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 585
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٨٥