تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
تقرير مىباشد مانند : جائنى اخوك زيد ( آمد نزد من برادر تو يعنى زيد ) . و جاء القوم اكثرهم ( آمدند قوم يعنى اكثر ايشان ) . و سلب زيد ثوبه ( درآورده شد زيد يعنى جامه‌اش ) . شارح گويد : ضمير در [ الابدال منه ] بمسنداليه راجعست و اضافه كلمه [ زيادة ] به [ التّقرير ] از باب اضافه مصدر بمفعول بوده و يا اضافه‌اش بيانيّه است بنابراين تقدير عبارت چنين مىشود : الزّيادة التى هى التّقرير ( يعنى زيادى كه همان تقرير و تثبيت مىباشد ) . و اينكه مصنّف در اينجا [ زيادة التّقرير ] و در تأكيد [ للتقرير ] گفت و در عبارت تفنّن بخرج داد از عادات و رويه صاحب مفتاح است كه چنين مىنمايد ولى بايد گفت در عين حال اين تفنّن در اينجا از نكته لطيف و ظريفى خالى نيست و آن اينست كه : عبارت مذكور اشاره است باينكه غرض از بدل آنست كه آن مقصود به نسبت بوده و امر تقرير و تثبيت زيادى است كه تبعا و ضمنا حاصل مىشود بخلاف تأكيد چه آنكه غرض و هدف از تأكيد نفس تقرير و صرف تحقيق مىباشد ، سپس در ذيل مثال اوّل مىگويد : اين مثال بدل كلّ از كلّ مىباشد و تقرير در آن بنفس تكرار حاصل مىشود و مثال دوّم بدل بعضى از كل و مثال سوّم بدل اشتمال مىباشد .