[ حالات كلمه بعد ]
كلمه بعد از ظروف است و براى آن چهار حالتست زيرا مضاف اليه آن يا مذكور است و يا در عبارت نيست ، اگر در عبارت نباشد يا عدم ذكرش از باب نسيا منسيا است و يا از قبيل نويا منويّا مىباشد ، در قسم اخير نيز يا لفظ مضافاليه در نيّت است و يا معناى آن پس حاصل چهار حالت اينست :
1 - مضافاليه در عبارت مذكور باشد .
2 - مضافاليه محذف و از باب نسيا منسيا مىباشد .
3 - مضافاليه محذوف و لفظ آن در نيّت باشد .
4 - مضافاليه محذوف و معناى آن منوىّ باشد .
بعد در سه حالت اول معرب و در حالت چهارمى مبنى بر ضمّ است و شارح عبارت مصنف را بر همين تقدير حمل مىنمايد .
و چون ظرفست لاجرم براى آن عاملى مىبايد باشد لذا شارح مىگويد عاملش كلمه [ امّا ] است و اينكلمه بملاحظه اينكه از فعل نيابت نموده صلاحيّت عمل را دارد چه آنكه اصل عبارت [ امّا بعد ] مهما يكن من شئ بعد الحمد و الصّلوة بوده .
مهما ، مبتداء و طبق گفته اهل ادب كه مبتداء مىبايد اسم باشد اين كلمه نيز اسم است لذا ابتداء واقع شدنش بىاشكال است و چون مشتمل بر معناى شرطيّت بوده پس يكن فعل شرط مىشود و قهرا جوابى لازم دارد كه غالبا با فاء مقرون مىباشد و آن مواردى استكه جواب صلاحيّت براى شرط واقع شدن را نداشته باشد و آن منحصر به شش مورد است كه شرح آن موارد مناسب با اينمقام نيست .
پس [ امّا ] بملاحظه نيابتش از جمله مزبور هم متضمّن معناى ابتداء