2 - انّ .
3 - لام تأكيد .
4 - جمله اسميّه .
قوله : و بهذا تبيّن فساد ما قيل : حسام الدّين كه استاد شارح است در مقام انتقاد بمصنف گفته : عبارت [ فانكان خالى الذهن من الحكم و التّردد فيه ] مشتمل بر عبارت زائد است زيرا كلمه [ و التردد فيه ] احتياجى بذكر ندارد چه آنكه خلوّ ذهن از حكم مستلزم خلوّ از تردّد در آن نيز مىباشد و بعبارت ديگر مقصود از حكم وقوع نسبت يا لا وقوع آنست و از خلوّ ذهن از حكم عدم و انتفاء وقوع يا لا وقوع است و پرواضح است وقتى ذهن از نسبت واقعه يا غير واقعه خالى بود قطعا از تصديق آن نيز خالى بوده چنانچه از تصور آن نيز خالى مىباشد و وقتى از تصوّر حكم خالى بود ديگر جاى تردّد در حكم باقى نيست به جهت اينكه تردّد در حكم فرع بر تصوّر آنست و فرع به انتفاء اصل نيز منتفى است .
شارح مىگويد : مقصود از حكم اذعان و اعتقاد است و از خلوّ ذهن از آن عدم اذعان و تصديق مىباشد و بديهى است كه خلوّ ذهن از حكم به اين معنا مستلزم خلوّ از تردّد نيست زيرا چه بسا ذهن از اعتقاد و اذعان و تصديق خالى است ولى بواسطه عدم خلوّ از تصوّر تردّد در آن دارد .
قوله : و الّا فالمكذّب اوّلا اثنان : و مقصود از دو نفر بولش و يحيى است و از ثالث شمعون .
متن : و يسمّى الضرب الاوّل ابتدائيا و الثّانى طليبّا و الثالث
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٧