تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
عالم بودن مخبر به حكم مىباشد و ضمير در [ لازمها ] به فائده خبر راجع است و وجه آنكه به آن لازم فائده خبر گويند اينستكه : مخبر در هرزمانيكه حكم را افاده كند اينمعنا را نيز افاده مىكند كه به آن عالم و آگاه است ولى اينطور نيست كه هروقت از عالم بودنش به حكم اخبار كند نفس حكم را نيز افاده نمايد زيرا ممكن است حكم قبل از اخبار براى مخاطب معلوم و روشن باشد چنانچه كسى كه تورات را حفظ دارد اگر بوى بگويند تورات را حافظ هستى در اين‌جا صرفا متكلّم از علم خودش به حافظ بودن مخاطب اخبا نموده نه از اصل حكم . سپس چنين مىنگارد : و ناميدن چنين حكمى را به فائده خبر مبنى بر آن است كه شأنش اين استكه از خبر قصد و اراده شده و از آن استفاده گردد . و مقصود از اينكه مىگوئيم متكلّم عالم به حكم است اين مىباشد كه صورت حكم در ذهنش حاصل است و البته در اين مقام ابحاث شريفه‌اى استكه در شرح يعنى كتاب مطوّل ذكر نموده‌ايم . شرح فارسى : توضيح

فائده خبر و لازمه فائده خبر

جاى ترديد و شبهه نيست كه مخبرى كه درصدد اداء جمله خبريّه است غرضى بر اخبارش مترتّبست . همچون اظهار حسرت و حزن نظير عبارت متعلّقه عمران كه به جهت امر مزبور گفت : [ ربّ انّى وضعتها انثى ] چه آن‌كه وى اميد داشت