است : متّصل و منفصل .
متّصل : آن استكه هردو جزئى از آن با هم در حدّى مشترك باشند نظير : خطّ و سطح .
منفصل : آنست كه چنين نباشد مثل اعداد .
كم متّصل نيز بر دو صنف است : قارّ الذّات و غير قارّ الذّات .
قارّ الذّات : عبارتست از آنكه اجزاء مفروضه آن با هم در يك آن موجود باشند نظير امثله گذشته .
غير قارّ الذّات : آنست كه اينطور نباشد بلكه اجزائش به تدريج در خارج تحقّق يابند مانند زمان و حركت .
كيف : عرضى استكه در محلّ عروضش ذاتا ( اقتضاء اوّلى ) نه قابل قسمت باشد و نه لا قسمت و تعقّلش متوقّف بتعقّل غير خود نباشد بقيد اينكه گفتيم قبول قسمت نكند ( كم ) از تعريف خارج مىشود و بقيد عدم توقّف بتعقّل غير تمام اعراض نسبى خارج مىشوند چنانچه بقيد لا قسمت نقطه و وحدت حقيقى نيز از تعريف خارج مىشوند
و بقيد اينكه گفته شد اقتضاء اوّلى نداشته باشد كيفيّاتى داخل مىشوند كه باعتبار متعلّق و موردشان قابل تقسيم هستند همچون علم بمعلومات كه به لحاظ قابل تقسيم است اگرچه اوّلا و بالذات چنين نيست .
شرح اعراض نسبى
اعراض نسبى : عبارتند از موجوداتيكه تصوّر وجودشان بر غير توقّف داشته باشد و آن هفت صنف مىباشند بشرح زير :
1 - اين : ( مكان ) عبارتست از هيئت تحقّق چيزى در مكان مخصوص .