و از اين گذشته اگر بخواهيم بين نهى صادر از حضرتش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مناهى ديگر فرق بگذاريم امر بعيدى را مرتكب شدهايم .
لازم بتذكّر است با اينكه نهى حقيقت در تحريم بوده ولى معذلك استعمالش در اخبار منقول از حضرات ائمّه عليهم السّلام در معناى كراهت شايع و رائج است به همان نحوى كه استعمال امر در استحباب شيوع دارد .
تفصيل
ممكنست در مقام انتقاد باستدلال به آيه اينطور گفته شود :
بحث ما در اينست كه آيا صيغه نهى بطور مطلق آيا بر تحريم دلالت دارد يا اينطور نيست چه نهى صادر از حضرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و چه نهى صادر از غير حضرتش چه آنكه مورد بحث معناى لغوى صيغه نهى مىباشد درحالىكه آيه صرفا بر نهى صادر از حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلالت داشته و خصوص آن را دالّ بر حرمت قرار داده و بدين ترتيب دليل اخصّ از مدّعا مىباشد و به آن نمىتوان استدلال كرد .
مرحوم مصنّف از اين سؤال دو جواب مىدهند :
اوّل : اگر نهى صادر از حضرت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر تحريم دلالت كند مسلّما نهى صادر از حقتعالى برآن دلالت داشته و دلالتش بمفهوم اولويّت است زيرا اگر نهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را دالّ بر حرمت بدانيم از اين جهت است كه ناهى در واقع حقتعالى است پس اگر نهى بدون واسطه از حضرت ذوالجلال صادر شود و در آن بخواهيم قضاوت كنيم بطريق اولى دلالتش بر تحريم را بايد تصديق بنمائيم .
دوّم : اساسا دلالت نهى بر تحريم با قطعنظر از ناهى آن مىباشد لذا وقتى قبول كرديم كه نهى صادر از حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر تحريم دلالت دارد ديگر بين آن و ساير مناهى نبايد فرق بگذاريم چه
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 600
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٠٠