براى خلاف آن مىباشد .
و چون اشتراك و مجاز هر دو بر خلاف اصل بوده پس بايد حقيقت در قدر مشترك بين تكرار و غير آن باشد .
و نيز صحيح است نهى را به قيد « دوام » و نقيض آن مقيّد نمود و در هيچيك از اين دو تقييد نه تكرار لازم آمده و نه نقض پيش مىآيد پس بايد براى قدر مشترك بين اين دو وضع شده باشد .
تفصيل
كسانى كه نهى را براى قدر مشترك بين استمرار و عدم آن مىدانند بسه دليل متمسّك شدهاند كه ذيلا تشريح مىگردد :
1 - اگر نهى براى دوام و استمرار باشد نبايد از آن منفكّ گردد درحالىكه مىبينيم در بسيارى از موارد نهى بوده بدون اينكه دلالت بر دوام داشته باشد چنانچه زن حائض را از نماز و روزه نهى كردهاند ولى معذلك دائمى نيست پس از نفى دوام كشف مىكنيم كه حقيقت نهى غير از استمرار و دوام است .
2 - صيغه نهى هم در تكرار استعمال شده و هم در غير آن .
از موارد تكرار فرموده حقتعالى در آيه ( 32 ) سوره ( اسراء ) است كه مىفرمايد :
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى
( هرگز نزديك به عمل فحشاء نشويد ) .
قطعا نهى در اين آيه بر تكرار و دوام دلالت مىكند فلذا اگر كسى براى مدّتى عمل زناء را ترك كرد و سپس به آن اقدام نمود غير مطيع بوده و مورد مؤاخذه و عقاب واقع مىشود .
و از موارد عدم تكرار گفته طبيب به مريض است كه مىگويد :
لا تشرب اللّبن و لا تأكل اللّحم ( شير نياشام و گوشت مخور ) .