كه اطلاق لفظ « حجّت » برآن مانند اطلاق اين بر امارات معتبر شرعى نمىباشد چه آنكه حجّت عبارتست از :
حدّ وسطى كه به واسطهاش استدلال بر ثبوت اكبر براى اصغر صورت گرفته و واسطه جهت قطع پيدا نمودن به ثبوت اكبر براى اصغر قرار مىگيرد نظير « تغيّر » نسبت به اثبات « حدوث » جهت عالم .
در نتيجه اينكه مىگوييم : ظنّ يا بيّنه يا فتواى مفتى حجّت است مقصود اينست كه اين امور حدّ وسط براى اثبات احكام متعلّقات خود مىباشند بنابراين گفته مىشود :
هذا مظنون الخمريّة و كلّ مظنون الخمريّة يجب الاجتناب عنه .
و همچنين است :
هذا الفعل ما افتى المفتى بتحريمه يا بجاى آن بگوئيم :
هذا ما قامت البيّنة على كونه محرّما و در كبرى هريك اضافه كنيم :
و كلّما كان كذلك فهو حرام .
شرح مقصود
قبل از اينكه بشرح الفاظ كتاب بپردازيم لازم است دو نكته تذكّر داده شود :
1 - تقسيم قطع
قطع در اصطلاح و السنه اصوليّين به دو قسم منقسم مىشود :
1 - قطع طريقى .
2 - قطع موضوعى .
قطع طريقى آنست كه از آن صرفا جهت رسيدن به حكم استفاده شدن و آن را طريق براى نيل بواقع قرار مىدهند .
قطع موضوعى آنست كه در تشكيل موضوع حكم يا دخالت تامّ داشته و يا جزئى از آن باشد .