الانسان ( معروض ) متعجّب ( عارض ) .
ب : آنكه عارض اعم از معروض باشد مانند عروض جنس بر فصل مثلا عروض حيوان بر ناطق .
ج : آنكه عارض اخصّ از معروض باشد همچون عروض فصل بر جنس يعنى عروض ناطق بر حيوان .
قسم دوّم
عرضى كه با واسطه داخل در ذات بر ذات عارض مىشود دو نوع است :
د : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى بوده كه با معروض مساوى و داخل آن باشد مانند عروض تكلّم بر انسان به واسطه ناطق .
ه : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى بوده كه اعم از معروض و داخل آن باشد نظير عروض حركت اراديّه بر انسان به واسطه حيوان .
قسم سوّم
عرضى كه با واسطه خارج از ذات بر ذات عارض مىشود بر چهار نوع مىباشد .
و : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى مساوى با ذات و خارج از آن باشد همچون عروض ضحك بر انسان به واسطه تعجّب .
ز : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى اعم از ذات و خارج از آن باشد نظير عروض تحيّز بر ابيض به واسطه جسم .
ح : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى اخصّ از ذات و خارج از آن باشد مثل عروض ضحك بر حيوان به واسطه انسان .
ط : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى مباين با ذات و خارج از آن باشد مانند عروض حرارت بر آب به واسطه آتش .