مطلب اوّل تعريف موضوع علم
عادت مصنّفين و مؤلّفين بر اين جارى شده كه در مطلع و مقدّمه كتابشان از موضوع و مسائل و امور ديگرى صحبت مىكنند و مرحوم مصنّف نيز در اينجا به تبعيّت از آنها بشرح هر دو پرداخته و ابتداء موضوع علم را اينطور تعريف مىفرماين :
موضوع هر علمى عبارتست از امرى كه از عوارض ذاتيّه آن بحث و گفتگو مىشود .
مقصود از عوارض ذاتيّه ، اعراضى است كه بدون واسطه در عروض بر شيئى عارض مىشوند .
عرض و اقسام آن
مقصود از عرض در اينجا ، عرض در مقابل ذاتى باب ايساغوجى مىباشد و آن عبارتست از امرى كه از ذات شىء خارج باشد و آن بر سه قسم است :
1 - عرضى كه بدون واسطه بر ذات عارض مىشود .
2 - عرضى كه با واسطه داخل در ذات بر ذات عارض مىگردد .
3 - عرضى كه با واسطه خارج از ذات بر ذات عارض مىشود .
قسم اوّل
عرضى كه بدون واسطه عارض گردد خود بر سه نوع است :
الف : آنكه عارض با معروض مساوى باشد و منظور از تساوى حمل است به اين معنا كه عارض را بتوان بر معروض حمل نمود مانند تعجّب كه بر انسان عارض مىشود و مىگويند :