جزء اوّل را حذف كرده و جزء دوّم را منسوب مىنمائيم لذا در عبد الاشهل مىگوئيم :
اشهلىّ .
و اين تقرير در اينجا مؤيّد اشكال و انتقادى است كه در قسم سابق ما ايراد نموديم .
مصنّف گويد :
بواسطه ردّ نمودن لام در اسم منسوب حذف قبل از نسبت را ترميم و جبران نما مشروط باينكه برگرداندن لام در دو جمع صحيح يا تثنيه مألوف و مأنوس نباشد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه هراسمى كه قبل از نسبت لام الفعلش حذف شده باشد و هنگام تثنيه و جمع برگرداندن آن معهود و مألوف نباشد هنگام نسبت به منظور ترميم و جبران حذفى كه قبل از نسبت صورت گرفته جايز است لام را برگردانند بنابراين كلمه « غد » كه در اصل « غدو » بوده و « واو » يعنى لام الفعل از آن حذف شده هنگام نسبت جايز است برگشته و بگوئيم : غدوىّ چه آنكه ردّ آن در تثنيه و جمعش معهود نيست زيرا تثنيه آن غدان و جمعش غدات مىباشد .
مصنّف گويد :
و حق محذوف بواسطه اين جمع ( جمع صحيح ) واجب الوفاء مىباشد .
شارح گويد :
منظور اينست كه هراسمى كه قبل از نسبت لام الفعلش حذف شده باشد و هنگام تثنيه و جمع برگرداندن آن معهود و مألوف باشد هنگام نسبت واجب است لام را برگردانند لذا در اسم منسوب به « اخ » و « عضه » مىگويند : اخوىّ و عضوىّ و غير آن جايز نيست .
مصنّف گويد :
اخت را به « اخ » و بنت را به « ابن » ملحق نما و يونس از حذف تاء اباء كرده است .
شارح گويد :
بنابراين در اسم منسوب به « اخت » تاء را حذف نموده و مىگويند : اخوىّ چنانچه در اسم منسوب به « بنت » ابتداء تاء را حذف كرده و سپس مىگويند : بنوىّ همان طورى كه در منسوب به « اخ » و « ابن » نيز چنين مىگويند منتهى در ابن ابتداء
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1953
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٥٣