مصنّف گويد :
اگر كلمهاى كه همچون « حيزبون » است را جمع بستى يائش را حذف كن نه واو آن را و اين حكمى است قطعى .
شارح گويد :
كلمه « حيزبون » يعنى داهية و حادثة .
و سرّ اينكه « واو » را نبايد حذف كرد آنست كه وقتى « ياء » را حذف كرديم از حذف « واو » مستغنى مىگرديم در حالى كه اگر « واو » را حذف كنيم اين حذف ما را از حذف ياء بىنياز نمىكند ، بنابراين لازم است واو را باقى داشت و سپس به ياء حذفش نمود زيرا ماقبلش مكسور است لذا در جمع حيزبون مىگوئيم : حزابين و اين حكم طبق گفته مصنّف حكم قطعى و حتمى است .
مصنّف گويد :
ادباء مخيّر كردهاند در حذف و ابقاء دو حرف زائد در « سرندى » و آنچه به آن شباهت دارد همچون : علندى .
شارح گويد :
مقصود از دو زائدى كه در سرندى مىباشد نون و الف آن است چه آنكه ايندو با هم يكسان بوده و هيچ ترجيحى بينشان وجود ندارد لذا مىتوانى بگوئى :
سراند كما اينكه جايز است بگوئى : سراد و معناى آن شديد مىباشد .
و نيز هراسمى كه شبيه به « سرندى » باشد همچون : علندى ( شتر بزرگ ) همين خصوصيّت را دارد لذا در جمع آن مىگوئيم : علاند و علاد .
متن : « 833 »
فعيلا اجعل الثّلاثىّ إذا * صغّرته نحو قذىّ فى قذا
تجزيه و تركيب
فعيلا : مفعول دوّم براى « اجعل » .
اجعل : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، ثلاثى مجرّد ، از باب ضرب ، يضرب ، متعدّى به دو مفعول ، معلوم ، ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى .