تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1892

مساهمون:

ص١٨٩٢
مصنّف گويد : اگر كلمه‌اى كه همچون « حيزبون » است را جمع بستى يائش را حذف كن نه واو آن را و اين حكمى است قطعى . شارح گويد : كلمه « حيزبون » يعنى داهية و حادثة . و سرّ اينكه « واو » را نبايد حذف كرد آنست كه وقتى « ياء » را حذف كرديم از حذف « واو » مستغنى مىگرديم در حالى كه اگر « واو » را حذف كنيم اين حذف ما را از حذف ياء بىنياز نمىكند ، بنابراين لازم است واو را باقى داشت و سپس به ياء حذفش نمود زيرا ماقبلش مكسور است لذا در جمع حيزبون مىگوئيم : حزابين و اين حكم طبق گفته مصنّف حكم قطعى و حتمى است . مصنّف گويد : ادباء مخيّر كرده‌اند در حذف و ابقاء دو حرف زائد در « سرندى » و آنچه به آن شباهت دارد همچون : علندى . شارح گويد : مقصود از دو زائدى كه در سرندى مىباشد نون و الف آن است چه آنكه ايندو با هم يكسان بوده و هيچ ترجيحى بينشان وجود ندارد لذا مىتوانى بگوئى : سراند كما اينكه جايز است بگوئى : سراد و معناى آن شديد مىباشد . و نيز هراسمى كه شبيه به « سرندى » باشد همچون : علندى ( شتر بزرگ ) همين خصوصيّت را دارد لذا در جمع آن مىگوئيم : علاند و علاد . متن : « 833 »
فعيلا اجعل الثّلاثىّ إذا * صغّرته نحو قذىّ فى قذا
تجزيه و تركيب فعيلا : مفعول دوّم براى « اجعل » . اجعل : فعل امر ، مفرد ، مذكّر ، حاضر ، ثلاثى مجرّد ، از باب ضرب ، يضرب ، متعدّى به دو مفعول ، معلوم ، ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى .