مصنّف گويد :
و واضع عربى در كلمهاى كه بروزن « فعل » يا « فعل » بيايد جمع آن بروزن « فعلة » را قليل و كمياب قرار داده است .
شارح گويد :
يعنى واضع عرب در هركلمهاى كه بروزن فعل ( بفتح فاء و سكون عين ) يا فعل ( بكسر فاء و سكون عين ) آيد گفته است :
نادر و قليل است كه جمعش بروزن فعلة آيد مانند :
غرد ( بلند كردن پرنده صدايش را در حين طرب و شادى ) و قرد ( ميمون ) كه ندرتا جمع آن غردة و قرده آمده است .
مصنّف مىگويد :
فاعل در فاعلة نظير عاذل و عاذلة در حالى كه وصف هستند جمعشان بروزن « فعّل » مىآيد .
شارح گويد :
يعنى هروصفى كه بروزن « فاعل » و « فاعلة » آمده و لام الفعلش صحيح باشد جمع آن بروزن فعلّ ( بضمّ فاء و فتح عين مشدّد ) مىآيد همچون :
عاذل ( مرد نكوهشكننده ) و عاذلة ( زن نكوهشكننده ) كه جمع آن عذّل مىباشد .
مصنّف گويد :
و مثل « فعّل » است در آنچه ذكر شد « فعّال » .
شارح گويد :
يعنى وزن « فعّال » كه از نظر ضبط مثل « فعّل » است با اين فرق كه يك الف زائد دارد در آنچه گفته شد همچون « فعّل » مىباشد يعنى جمع است براى وصفى كه لام الفعلش صحيح بوده و بروزن فاعل آيد مانند :
تاجر ( كاسب ) كه جمعش تجّار مىباشد .
البتّه وصف مذكور در صورت مؤنّث بودن بندرت جمعش بروزن فعّال مىآيد همچون : صادّة ( دوركننده ) كه ندرتا جمعش صدّاد مىباشد .
مصنّف گويد :
ايندو وزن در معتلّ اللّام نادر هستند .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1862
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٦٢