امر از فعل ثلاثى نيز براين وزن مىآيد :
شارح گويد :
مقصود اينست كه امر از هرفعل ثلاثى تامّ متصرّف بروزن فعال آمده و آن مطّرد و قياسى است همچون ، نزال كه امر است از نزل ، ينزل .
مصنّف گويد :
و در سبّ ذكور وزن « فعل » شايع است ولى آن را قياسى ندان .
شارح گويد :
مراد اينست كه در سبّ و مذمّت ذكور در مقام نداء استعمال اسمائى كه بروزن فَعَلُ ( بضمّ فاء و فتح عين ) هستند شنيده شده مانند : يا فسق ( اى مرد فاسق ) و يا غدر ( اى مرد ظالم ) .
ولى قياسى نيست .
ابن عصفور با قياسى نبودن اين وزن در سبّ ذكور مخالف بوده و اظهار كرده است كه وزن مزبور قياسى است نه سماعى .
مصنّف گويد :
و در شعر « فل » مجرور استعمال شده است .
شارح گويد :
كلمه « فل » از باب اضطرار در شعر مجرور استعمال شده است همان طورى كه بخاطر اضطرار كلمهاى را كه منادى نيست مرخّم مىنمايند .
البتّه علّت اين تشبيهى كه نموديم آنست كه اختصاص اين اسماء به نداء مانند اختصاص ترخيم به آن مىباشد .
قوله : فلا تستعمل فى غيره : يعنى فى غير النّداء .
قوله : و ذلك سماع : يعنى اختصاص اسماء مذكور به نداء سماعى است .
قوله : لا يطّرد : يعنى شايع نيست .
قوله : كما رخّم ما ليس بمنادى لذلك : مشار اليه « ذلك » اضطرار مىباشد .
قوله : نظير اختصاص الترخيم به : ضمير در « به » به نداء راجع است .
متن : « 598 »
إذا استغيث اسم منادى خفضا * باللّام مفتوحا كيا للمرتضى