مصنّف گويد :
مانند : اللّه برّ ( خداوند نيكوكار است ) و نيز مثل : الايادي شاهدة له ( نعمتها شاهد است براى نيكوكار بودنش ) .
شارح گويد :
كلمه « برّ » يعنى به بندگانش احسانكننده است و لفظ « الايادى » يعنى نعمتها .
سپس مصنّف گويد :
خبر بردو قسم است : مفرد و جمله .
شارح گويد :
مقصود از خبر مفرد آنست كه عوامل برآن مسلّط بوده و بتوانند در لفظ آن تأثير بگذارند بنابراين تعريف مزبور شامل چند امر ذيل مىشود :
الف : خبر جامدى كه معمول نمىپذيرد مانند : هذا زيد .
ب : خبرى كه جامد بوده و عمل جرّ نموده مانند : زيد غلام عمرو .
ج : خبر مشتقّى كه عمل رفع نموده مثل : زيد قائم ابوه .
د : خبر مشتقّى كه عمل نصب كرده همچون : هذا ضارب ابوه عمرا .
قوله : كاللّه برّ : شاهد در « برّ » است كه خبر است براى مبتداء اسمى يعنى « اللّه » .
قوله : و الايادى شاهدة له : شاهد در « شاهدة » است كه خبر براى مبتداء اسمى يعنى « الايادى » مىباشد .
قوله : و المراد به : ضمير در « به » به مفرد راجع است .
قوله : فيشمل : ضمير مستتر به مفرد راجع است .
قوله : هذا زيد : شاهد در « زيد » است كه خبر مفرد براى « هذا » بوده و معمول برايش نيست .
قوله : كزيد غلام عمرو : شاهد در « غلام » است كه خبر مفرد براى « زيد » بوده و در عمرو عمل جرّ نموده است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 399
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩٩