و غير قائم الزّيدان و ما مضروب العمران .
و قد ، قال الاخفش و الكوفيّون ، يجوز ، كون الوصف مبتداء و له فاعل يغنى عن الخبر من غير اعتماد على نفى و لا استفهام ، نحو فائز ، اى ناج ، اولو الرّشد ، بفتحتين اى اصحاب الهدى .
ترجمه و شرح :
مصنّف گويد :
و براين مثاليكه ذكر شد امثالش را مىتوان قياس نمود .
شارح گويد :
يعنى امثال « أسار ذان » و آن هروصفى است كه پس از ادات استفهام واقع شده و اسم ظاهر يا ضمير بارزى را رفع داده باشد اعمّ از اينكه ادات استفهام همزه بوده يا غير آن و وصف نيز چه اسم فاعل بوده و چه اسم مفعول و چه غير ايندو مانند :
كيف جالس الزّيدان ( دو زيد چگونه نشسته هستند ) .
شاهد در « جالس » است كه اسم فاعل بوده و « الزّيدان » را كه اسم ظاهر است بنابر فاعليّت رفع داده و بر « كيف استفهاميّه » اعتماد دارد لذا مبتداء وصفى است .
و نيز مانند :
أمضروب العمران ( آيا دو عمرو زده شدهاند ) .
شاهد در « مضروب » است كه اسم مفعول بوده و « العمران » را كه اسم ظاهر است بنابر نائب فاعل بودن رفع داده و برهمزه استفهاميّه اعتماد دارد از اينرو مبتداء وصفى است .
سپس شارح گويد :
و اگر وصف مذكور ضمير مستتر را رفع داده باشد نمىتوان آن را مبتداء وصفى دانست مانند لفظ « قاعد » در مثال :
ما زيد قائم و لا قاعد ( زيد نه ايستاده و نه نشسته است ) .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٧