برخى از ادباء گفتهاند :
اينمقاله بسيار غريب و عجيب است زيرا از طرف حضرات كلمه « الآن » را متضمّن معناى « ال » حضورى دانسته و بدينسبب آن را مبنى نمودهاند و از جانب ديگر « الف و لام » داخل برآنرا زائده تقدير كردهاند .
لذا بايد بگوئيم :
با بودن الف و لام در آن هيچ نياز به مقدّر بودن الف و لام ديگر نداشته و مىتوان همين الف و لام را به معناى الف و لام حضورى فرض كنيم .
و بهرتقدير علّت آنكه آن را مبنى برحركت يعنى فتحه كرده و « الآن » خواندهاند اينستكه بين الف و نون كه هردو ساكن مىباشند التقاء ساكنين شده لاجرم براى رفع آن ، نون را حركت دادهاند و چون ظروف مستحقّ نصب مىباشند لاجرم مناسب اين بود كه آن را مبنى برفتحه كنند .
و امّا الّذين جمع الّذى است .
و امّا اللّاتى جمع الّتى مىباشد .
ناگفته نماند كه زائده بودن الف و لام در « الّذين » و ( اللّاتى ) بنابر اينقول است كه تعريف موصول بواسطه صله بوده نه بالف و لام داخل برآن چه آنكه در تعريف موصول دو قول است .
الف : برخى موصولات از قبيل الّذى و الّذين و الّتى و اللّاتى را معرّف به صله مىدانند .
ب : بعضى ديگر گفتهاند اگر موصولات الف و لام داشته باشند همچون الفاظ مذكور تعريفشان با الف و لام است و اگر از « ال » مجرّد باشند همچون « من » و « ما » تعريفشان بواسطه الف و لام منوىّ است .
بنابراين طبق قول دوّم الف و لام در كلمات مذكور زائده نبوده بلكه الف و لام تعريف مىباشد .
قوله : و قد تزاد لازما : ضمير نائب فاعلى در « تزاد » به ال راجع است .
قوله : بان كان ما دخلت عليه معرّفا بغيرها : ضمير در « دخلت » به الف و لام
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٣