بايد مذكور باشد مثلا بگوئيم ما قعد زيد لكنّه قائم .
سپس شارح گويد :
مقصود از شبه جمله ظرف و جارّ و مجرور است مشروط باينكه تامّ باشند .
مثال ظرف مانند : من عندى يعنى من كان عندى .
مثال جارّ و مجرور مانند : الّذى فى الدّار يعنى الّذى كان فى الدّار .
و مثال جمله مانند : الّذىّ ابنه كفل .
سپس مىگويد :
ظرف و جارّ و مجرورى كه صله واقع مىشوند واجب است متعلّق به « استقرّ » محذوف باشند .
مؤلّف گويد :
مراد از « استقرّ » همان افعال عام يعنى كون ، ثبوت ، وجود و حصول است كه از اتمام آنها به « استقرّ » تعبير مىكنند .
بعضى از ارباب ادب گفتهاند :
مقصود از ظرف و جارّ و مجرور تامّ اينستكه در صله آوردن به آن فايده باشد مانند جاء الّذى عندك يا جاء الّذى فى الدّار .
بنابراين ظرف و جارّ و مجرورى كه در صله آوردن به آنها فائدهاى نباشد صحيح نيست آنها را بعنوان صله بياوريم از اينرو گفتن جاء الّذى بك يا جاء الّذى اليوم صحيح نمىباشد .
قوله : معهود معناها غالبا : ضمير در « معناها » به جمله راجع است .
قوله : او شبهها : يعنى شبه جمله .
قوله : الّذى وصل الموصول به : ضمير در « به » به كلّ واحد من الجملة و شبهها راجع مىباشد و معناى عبارت چنين است :
جمله و شبه جملهاى كه بواسطه هريك از آنها براى موصول صله آورده مىشود .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٢